السيد الخوئي (مترجم: نجمى / هريسى)
456
البيان في تفسير القرآن (بيان در علوم و مسايل كلى قرآن) (وزارت ارشاد) (فارسى)
از اينجا روشن مىشود كه آيه « سيف » مخصوص به مشركين است ، ولى آيه صلح عموميت دارد و يك حكم كلى و عمومى را در بر دارد كه با آيه سيف تخصيص و استثنا خورده و به اهل كتاب اختصاص پيدا كرده است . بديهى است كه استثنا و تخصيص غير از نسخ است . و ثانيا : وجوب جنگ با مشركين و جايز نبودن صلح با آنان مشروط به اين است كه مسلمانان در برابر مشركين از قدرت و امكاناتى برخوردار بوده و احتمال غلبه و پيروزى براى مسلمانان در ميان باشد و در غير اين صورت صلح و سازش با كفار هيچ ايراد و اشكالى ندارد ، چنان كه رسول خدا ( ص ) در جنگ « حديبيه » از اين قانون استفاده نموده با قريش پيمان صلح برقرار نمود . با اين گفتار معلوم گرديد كه آيه صلح با آيه سيف نسخ نگرديده است ، منتهى صلح در صورت ضعف و جنگ در صورت نيرومندى و برترى مسلمانان است ، چنان كه خداوند مىفرمايد : فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ . « 1 » پس هرگز سست نشويد و دشمنان را به صلح [ ذلت بار ] دعوت نكنيد در حالى كه شما برتريد و خداوند با شماست و از [ ثواب ] اعمال شما كم نخواهد كرد . مىبينيم كه اين آيه همان نيرومندى و برترى مسلمانان را علت و عامل عدم تقاضاى صلح قرار داده است .
--> ( 1 ) محمّد / 35 .